تبلیغات
مــن وُ تـو وُ خیـابـون ... سـه تایـى زیـر بـارون - جنـبه ى اطلاع رسـانـى دارد !

مــن وُ تـو وُ خیـابـون ... سـه تایـى زیـر بـارون

.: بـادكـنـك دلتنگــــیـام پــُر شـده از هـواى تـو , اگــه نـیــاى مـى تـركـه خـونـش مـیفتـه پـاى تـو :.

جنـبه ى اطلاع رسـانـى دارد !
راستـش انقـد طول كشیـد این نبـودن مـن كه خودمم نگـران شـدم اصـن ! گـفتـم یـه وقـت  پیـرو نتیـجه ای كه توو خـط آخر پست قبـل گــرفتـم احتمالن فـك می كنین رفتـم پـی كثـافت كـارى و اینهـا .. گـفتم پاشـم بیـام بگـم " نـه بابا این چـه حـرفیـه " .. ! من درسـم تموم شـد آخـه ، الان فـارغـم مـنم ! بعد چون لیسانسـه هنوز داغ بود و اینهـا ، بدو بدو رفتیـم دنبـال كــار .. كـه گفـتن بهت زنگ مـی زنیـم بعد منم خوشحـال اومدم بیـرون و همینجـوری كه داشتـم توو خیابونـا راه میرفتـم و هـر كـى رو [ اى بابا .. باز شـروع شـد] مـی دیدم ازش یـه سوال می پرسیـدم حداقـل _ یعنی نمی ذاشتم كـسی لال از بغل من رد شـه هـــا اینجوری بت بگـم ! _ آره خلاصـه یـهو یادم افـتاد كه 3 رقـم اول شماره ی منزل رو اشتباه دادم بهشون .. نـه 2 دیقـه بشین بـه مـن فـك كـن شمــا .. خــب ! تازه الان دارى می فهمـى من چــه تعطیلی ام یعنـى !

آره بعدشـم رفتیـم با دوستـمون قدم زدیـمو خـریدی كـردیمو همبرگـری خوردیمـو بستـی ای ایضـا و غیبـت " هــ " رو كــردیم .آره عیــزم من دوس دارم اصـن گوشت "هــ" ى ِ مــرده م رو بـخورم ! مشكـلت چیـه الان شمــا؟ اون دنیـا خودم جواب دارم بدم . شمـا رو توو قـبر من نمی خوابونن كـه .. اصـن منو بگـو میام همه چی رو می گم به شمــا ! از صداقت آدم سوءاستـفاده می كنیـن.. فـك نكنین حواسـم بهتون نیـس !

بیـا عصبی شـدم دیگـه حس نوشتن ندارم .. !

آخ آخ گفـتم اعصـاب .. فــردا یـه پـست می نویسـم در موردش !

پ.ن مهــم : دوســتون دارم لامصــبـا .. مخصـوصا وقتـى نگــرانم میشیـن !




برچسب ها:دنبـال كـار مـی گردم،
[ دوشنبه 11 بهمن 1389 ] [ 22:25 ] [ No One ] [ كــار سـراغ ندارى واسه مـا ؟() ]