تبلیغات
مــن وُ تـو وُ خیـابـون ... سـه تایـى زیـر بـارون - بفـرما شـام !

مــن وُ تـو وُ خیـابـون ... سـه تایـى زیـر بـارون

.: بـادكـنـك دلتنگــــیـام پــُر شـده از هـواى تـو , اگــه نـیــاى مـى تـركـه خـونـش مـیفتـه پـاى تـو :.

بفـرما شـام !
من زیـاد توو پیـج بفرمایـیـد شـام كامنت نمی دادم ! فقـط می رفتـم می خوندم .. !

تا اینكـه اون شــبى رسید كه 3 تا پیر پاتال با یه پسر جوون به اسـم پوریـا افتـادن !

خلاصـه كه از اون شب شروع شـد .. رفتم توو پیـج دیدم سوال كرده ادمیـن كـه : از اینكـه پوریـا 1000 پونـد رو بـرد خوشحـالیـن جمیـعــا؟! بعد كامنتا رو خـوندم .. كامنت كه چه عــرض كنم ، به خـاك و خون كشیـده بودن پوریـا رو ! همه مخــالــف .. فـك كــن موافـق جمع فقط من بودم رفتـم نوشتم كه : خــیلــى .. !  الهـى بگــردم .. گـناه داشت جوون بود و با اون جمع نمی تونس جـور بشــه ! البـته قـبول دارم كه یـه جـورایى شیطونى كـرد و بـرد !
 
شـب دیدم یـه مسیـج دارم .. نمی شناختمـش ! نوشتـه بود كه " هــاهــا ! مــرسـى از ساپــورت ! " جواب دادم كـه شمـا ؟ كدوم ساپـورت ؟ من تكذیب می كنم به كـل ! جواب داد كه من پوریای بفرمایید شامم ! تازه فهمیـدم و كـلــى چـاق سلامتـى كردیم و اینهــا .. آخرشم قرار شـد كه نصف نصف سهم ببریم از پولـه !

شــب بعدى مربوط میشـد به اون آقــا مو بلنـده ، به قـول دوستـان عشوه ایـه ، همونكـه با قابلمـه ی خونه ش هم بـه گفتمـان مینشـست .. ! چشمـت روز بد نبینـه یعنــى ! بعد از شب آخر رفتم توو پیـج .. یعنـى فوش می دادن " ایـــــن هـــــــوا "  گـفتـه بودن كـه " برو بابا عشـوه اى .. هم جنــ/ـث باظ .. برو موهـاتو جـمع كـن .. كثیـف ، كثیـف .. گوشت تنمونو ریختـى .. حـالمو به هم زدى " .. و از این دســت ! اونجـا من عصبانی شدم رفتـم بیانیـه دادم كـه " بابااااااا زشتـه آخــه .. دو زار شعـور داشته باشیـن .. اینـا  خودشـونم میان كامنتا رو می خونن خــب ، بده عیبـه ! برنامه جنبـه ی فــان داره تو رو خـدا انقـد حرص نخوریـن  "  .

از طرفـى بعد از گذاشتن این كامنتا خودم رو آماده می كـردم واسه یه هــجوم گستـرده ی ملیـونى .. ولـى خــب لایـك خور هم داشتیـم مــا !

آخ .. بعدیـش این بخت برگشته لیــلا خـانوم بود .. اون گـروه 4 تا خـانومـــا .. چهره ی جـذاب رو یادتونـه ؟ یعنـى بابای اینو آوردن جــلو چشمـش ملــت ! مشكـل ذهنـى بچـه هاش رو ربـط دادن به بی عدالتـی ای كه به كار برده بود حتــى ! البتـه من خودمم از لیلا خوشـم نیــومد .. ولــى بی احتــرامــى اخــه ؟

و آخـــــرى .... این خـانوم ویـن كـه اسـم خلیـج فـارس رو كامل نگفتـن _ بدون هیـچ منظـورى_   تعصـبـى نداشت !

6000 تا كامنت داشـت اون شــب ! من اونشـب فقـط رفتـم گفـتم چـه زود اصالتت رو یادت رفـت ویـن جـان .. !

خلاصـه .. شــب بعدش كه خـونه ی خود ویـن بود .. قبل شروع برنـامه رفتم توو پیـج دیدم همچنان دارن می كوبــن ش به در و دیـوار این بنده خـدا رو ! رفتـم گـفتـم خـدایى این برنـامه یـه طــرف ، ایـن پیجـش یـه طــرف ، حكـم برنامه ی 90 رو داره . بابا جـان ! چرا آخه اینجـوری می كنیـن پـــ ؟  اشتبـاه كــرد دیگـه تكرار نمیشـه به خــدا .. ببخـشیـن شمــا ! بعد ساعت 10 شد گـفتـم بچـه هــا برنامه شروع شد بریـم ببینـیم چـى گـیر میاریم بهش بـند كنیـم بزنیـم  به خـاك و خون بكشـیم اینجــا رو .. !

شروع شـد و نشـون داد كـه  ویـن رفــت خــرید .. دیدم رفت توو سـوپر عـربى ، همونجـا گفتـم به جــون خودم الان مـردم توو پیـج زدن میـرى سوپــر عربـى بد بخـت ؟! همونـم شـد ! دیدم یكی نوشتـه از سوپـر عربـى خرید می كنـى‌؟ خاك بر ســرت !! نوشتـم كـه خیلی باحالیـن به خـدا ! دیدین ؟ دیدین باز به یـه چیزی پیلـه میكنیـم مــا ؟! بعد نوشتـم كـه الان خــیلى دلــم می خواد یكـى بیاد بهم بگـه تو فامیلیـت "فــلانـه " حتمـن عــربـى خـاك بـر ســرت !!

یكـى دیگـه از همین جـو گیـران محـترم نوشتـن كـه غذای عـربـى ام شد غذا ؟ كه یه بنده خـدایى توو جـواب این خـانوم گفـت كـه چـطور غذای ایتالیایی و فرانسوى درست می كنن موردى نداره ؟ عربـى درست كنن بدبخـت و بیچـاره ن و ایـرانى نیستـن ؟

 جـالـبه كه اكثـرا خـانومــا میشینن این حــرفا رو میزنن و خودشـون لایـك می دن به خودشـون ! من و چــند تـا آقــا و دو سه تایى خـانومیم كه جـلو اینــا مثـه شیــر واسادیـم و دفــاع می كنیم از حــقوق بشــریـت !

این آدمــا یـه وقتـایى از گیـر دادن به شركت كننده هـا خسته میشـن و بـه طغــرل و تیـام و ادمیـن پیـج گیـر می دن و اونا رو به فـوش میـكشــن حتـى !

جـداى از شــوخــى .. ایرانـى جمـاعتیـم ..اعصــاب نداریـم .. ادعــا داریـم ! میـگیـم آزادی بیـان و بعدش به پدر جـد تهیـه كننده و شركت كننده و مجـرى بی حـرمتـى می كنیـم .. !

یـه جــایـى ، یـه بنده خـدایى یه برنـامه ساختـه ، یـه بنده خدایى توش شركـت كـرده و شــب مـا رو ساختـه .. بـعد لحــن ملــت مــا رو تو رو قـرآن ! انگـار پول دادیـم و سرویس نمی گیـرم و ناراحتیـم .. و "بـه شـدت" ناراحتیـم ظاهـرن !

 اصـن شمـا ایـن برنـامه رو  نگـا میكنیـن ؟! بــ َ هــ َ ! مـا رو نیگـا !



برچسب ها:بیـایـن گـیر بدیـم، چـه مـلـس،
[ سه شنبه 12 بهمن 1389 ] [ 11:23 ] [ No One ] [ نظرات() ]